محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
330
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
وسيعتر يافت نمىشد ، امّا نپذيرفتند اگر بنا بود كه چيزى به خاطر طول و عرض و توانمندى و سربلندى از پذيرفتن امانت سر باز زند آنان بودند ، امّا از كيفر الهى ترسيدند و از عواقب تحمّل امانت آگاهى داشتند ، كه ناتوانتر از آنها آگاهى نداشت ، و آن انسان است ، كه خدا فرمود : « همانا انسان ستمكار نادان است . » همانا بر خداوند سبحان پنهان نيست آنچه را كه بندگان در شب و روز انجام مىدهند ، كه دقيقا بر اعمال آنها آگاه است و با علم خويش بر آنها احاطه دارد ، اعضاء شما مردم گواه او ، و اندام شما سپاهيان او ، روان و جانتان جاسوسان او ، و خلوتهاى شما بر او آشكار است . واژهشناسى حت الورق عن الشجر : برگها را از درخت ريخت . حت الشىء عن الثوب : پيراهن را تميز كرد و چيزى را از روى آن تراشيد . الربق : طنابى كه در آن گره باشد . الحمة : چشمه آب معدنى كه از آب آن شفا مىگيرند . نصبا : خستگى . مقترفون : به دست آورندگان ، انجام دهندگان . خبرا : از روى علم و دانايى . ساختار ادبى فما عسى : « ما » استفهامى است و به معناى چه چيزى مىآيد . برخى نيز آن را نافيه دانستهاند كه نادرست است . « عسى » تامه است و نيازى به خبر ندارد .